قایق خرد

خرید بک لینک
سلام .نمیدونم چی بنویسم یا چی باید بنویسم چون واقعا نمیدونم چی شده البته این دلیل خوبی نمیتونه باشه مگه میشه دو نفر بعد از این همه سال یهو به جای برسن که علت رفتارهای همدیگه رو نفهمن ؟!!!! اما من واقعا نمیفهمم.همه علتها رو که بررسی میکنم میبینم هیچکدومش نباید و نمیتونه به اینجا ختم بشه.فقط یه دلیل میتونه داشته باشه که اون به رفتارهای من وتو بر نمیگرده فقط میتونه به تغییرات عاطفی درونی یا اعتقادی یا اخلاقی برگرده !! من وتو یه مسیر پر فراز ونشیبی رو پشت سر گذاشتیم با علم به همه اون چیزائی که گفتم تمام این سختیها چه سختیهای بیرونی ومادی وچه سختیهای درونی وروحی همه رو به جون خریدیم ولی از هم نگذشتیم یعنی چیزی نبود که نفهمیده انجام دادیم .چون می ارزید انجام دادیم تو برای من همه چیز بودی واسه همین به هیچ قیمتی حاظر نشدم ازت بگذرم تو هم همینطور اما حالا چه اتفاقی باعث شد تا تو همه چیزو فراموش بکنی وتصمیم بگیری که دیگه من تو زندگیت نباشم !!!! نمیدونم...... مثل رگبار باران بهاری اومدی ورفتی....... قایق خرد...

ما را در سایت قایق خرد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 22:33

یادم میاد وقتی بچه بودم هر وقت کسی میومد خونه مون میرفتم دستشو میگرفتمو سلام میکردم وقتی میخواست بره منتظر بودم بگه خدا حافظ تا من هم با خوشحالی بگم بسلامت بازم بیا خونه مون!!! یه بار دائیم اومده بود با بابام حرفشون شد موقع رفتن با عصبانیت بدون خدا حافظی از خونه رفت بیرون من دویدم دنبالش صداش زدم :دائی... برگشت گفت چیه گفتم: چرا خدا حافظی نکردی رفتی ؟!! وقتی میری باید بگی خدا حافظ..دائیم عصبانی بود عصبانی ترشد گفت: خدا حافظ ومرض خدا حافظ ودرد بی درمان.....من هم ترسیده بودم هم ناراحت بغض گلومو گرفته بود ...... بعد ازون دیگه هیچوقت با کسی خدا حافظی نمیکردم دنبال هیچکی تا دم در خونه نمیرفتم هر وقت کسی میومد فقط بهش ن قایق خرد...

ما را در سایت قایق خرد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 1:19

صفحه بندی